12
خیلی خودخواهانه به نظر میاد که قلمچی ازت مصاحبه کنه و تو در جواب اینکه "مادر و پدر چه نقشی در درس خواندن شما دارند؟" جواب بدی که من در درس خواندن مستقل هستم. یعنی عملا تاثیرشون رو صفر کنی. ولی از طرفی هم برآیند تاثیرشون شاید حتی منفی باشه، پس در واقع اینکه تاثیرشون رو صفر کنی حتی لطف و ارفاق به حساب بیاد. همین که نگی هر آزمونی که میام میدم قبلش گریهمو درمیارن، نمیذارن موبایلم دستم باشه و تحلیل آزمون کنم، و مدام از جهت های مختلف فشار روانی برام ایجاد میکنن تلاش مثبتی در جهت خراب نکردنشون باشه.
ولی خب، حتی منی که توی این خونه زندگی میکنم بعد خوندن مصاحبه حس بدی بهم دست داد، احساس کردم قدرناشناسانهست که تاثیر مادر و پدرت رو صفر کنی اونم وقتی همه بچهها توی مصاحبهها مادر و پدرشونو بزرگ میکنن و از حمایتها و زحماتی که کشیدن حرف میزنن. حس کردم خودخواهانهست و خیلی نشون دهنده غروره که فکر کنی همه چیز همیشه به خودت بستگی داشته. این فکر منی بود که شاهد تمام زجریام که خواهرم میکشه. وای به حال دیگرانی که شاهدش نیستن و خانواده رو مقدس میدونن.
پر از تناقضم، پر از ندونستن. پر از ناتوانی توی تشخیص درست از غلط. و آدما هم فقط سیاه یا فقط سفید نیستن.