I Hate It Here

I'll get lost on purpose

I Hate It Here

I'll get lost on purpose

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۰۴/۱۲/۰۲
    17
  • ۰۴/۱۲/۰۲
    16
  • ۰۴/۱۱/۲۵
    14
  • ۰۴/۱۱/۲۵
    13
  • ۰۴/۱۱/۲۵
    12
  • ۰۴/۱۱/۲۴
    11
  • ۰۴/۱۱/۲۲
    10
  • ۰۴/۱۱/۲۰
    9
  • ۰۴/۱۱/۱۳
    8
سه شنبه, ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۰۶ ب.ظ

10

نمی‌دونم چجوری نگه دارم خودمو. چجوری امیدمو حفظ کنم. به چی واقعا امیدوار باشم؟ از چی خوشحال باشم؟ از چی خیالم راحت باشه؟ از مادر و پدری که کنترلگریشون معلوم نیست سر و تهش کجاست؟ مادر و پدری که خودشونو به هر دری میزنن تو رو اونطوری که خودشون میخوان بکنن؟ مادر و پدری که معلوم نیست تا چندسالگی قراره مقابل چندتا از تصمیمات دیگه‌ات وایسن؟ معلوم نیست کوتاه بیان یا نه؟ معلوم نیست تا کی گند بزنن به زندگیت؟ معلوم نیست نیان با دستای خودشون به زندگیت آتیش بزنن؟ یا به فک و فامیل ها و اطرافیان و دوستان مادر و پدرم دلمو خوش کنم وقتی هیچ تفاوتی با مادر و پدرم ندارن و مدام توی این مسیر آزاردهنده تقویتشون می‌کنن؟ به فامیلی که یه مشت عروسک خیمه شب بازی، یکی کپی برابر دیگری پرورش داده و به تولید انبوه این عروسک‌ها افتخار می‌کنه؟ به کشورم که قراره پشتم وایسه دلمو خوش کنم؟ کشوری که حق حیات برای کسی قائل نیست چه برسه به حقوق دیگه! کشوری که میگه برای خروج از کشور و ازدواج باید پدر به دختر اجازه بده. کشوری که خانواده رو مقدس‌نمایی می‌کنه و مدام از احترام به مادر میگه بدون اینکه حتی ذره ای به حقوق فرزندان اشاره‌ای بکنه. کشوری که حتی راه فرار رو هم بسته با این تورم وحشتناکش! می‌دونی یه حصار نیست که باید بشکنمش. حصار اول اگه خانواده دست اول باشن حصار دوم فامیل دست اوله. حصار اول اگه عقاید خانواده باشه حصار دوم توهمشونه که میگه آبروشون به عقاید و سبک زندگی من گره خورده. حصار سوم فامیل دست دوم و دوست‌هاست. حصار چهارم کشوره. زندانیه که هیچ راه فراری ازش نیست. به چی دلمو خوش کنم؟ به اینکه مامانم منو مایه ننگش می‌دونه؟ به اینکه میخواد خمیری باشم که خودش تعیین میکنه چطور شکل بگیره؟ به اینکه خواهر بدبختم قربانی فرار من از ازدواج میشه و مامانم منتظره که کنکورشو بده تا عروسش کنه؟ به اینکه مدام به این بچه بیچاره میگه که باعث افتخارمی میخوام عروست کنم زود؟ به اینکه حتی بعد دعواهایی که با من داشتن هم باز نمیفهمن باید از این بچه نظرشو بپرسن؟ به اینکه حق هیچی برات قائل نیستن؟ به اینکه توی این قبرستون فقط میشه دووم اورد و نه میشه زندگی کرد نه میشه تلاش کرد برای آرزویی؟ به این دلمو خوش کنم که انقدر شرایط همه افتضاحه و حال همه بده که دیگه تکیه گاهی هم ندارم؟ 
توانی نمونده برام. امیدی نمونده. چرا نمی‌میریم حداقل؟ چرا تموم نمیشه؟ 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴/۱۱/۲۲

نظرات (۱)

متأسفم که این‌ها رو داری تجربه و احساس می‌کنی :( کاش کاری از دستم برمیومد ...

پاسخ:
:) ♥️♥️

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی